توضیحات
|
نشریه هشدار |
|
| عنوان |
محاصره دریایی آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران؛ تهدیدی برای بازدارندگی و ضرورت پاسخ نظامی متناسب |
| مقدمه |
محاصره دریایی آمریکا که از ۲۴ فروردین ۱۴۰۵ (۱۳ آوریل ۲۰۲۶)، در جریان انجام مذاکرات اسلامآباد آغاز شد و تاکنون ادامه یافته، فراتر از یک محدودیت اقتصادیِ صرف، بخش مهمی از یک «جنگ ترکیبی تمامعیار» است که با بهرهگیری از ابزار نظامی اجرایی شده است. این اقدام، که با استناد به «حق بازرسی و توقیف کشتیهای حامل کالاهای ممنوعه» توجیه میشود، عملاً به یک محاصره فراگیر دریایی تبدیل شده که اهداف چهارگانهی «فرسایش تدریجی حاکمیت ایران بر آبهای سرزمینی و منطقهای»، «شکافافکنی داخلی از طریق افزایش فشار اقتصادی و کاهش تابآوری اجتماعی»، «تغییر رفتار ژئوپلیتیک ایران در قبال معادلات منطقهای و بینالمللی» و «برهمزدن موازنه قوا در منطقه به نفع آمریکا و متحدانش» را دنبال میکند. پرسش اساسی آن است که چگونه این محاصره دریایی، با وجود ناکامی آمریکا در حمله نظامی مستقیم، بهعنوان یک ابزار فشارِ راهبردی برای تغییر معادلات بازدارندگی بهکار گرفته شده و چرا پاسخ صرفاً سیاسی یا اقتصادی، قادر به خنثیسازی آن نخواهد بود؟ چهارچوب حاکم بر این تحلیل، مبتنی بر مفهوم «بازدارندگی دریایی» و «جنگ ترکیبی» است که در آن، دشمن با تلفیق ابزارهای نظامی، اقتصادی و دیپلماتیک، در تلاش است تا ضمن فرسایش تدریجی حاکمیت ایران، هزینههای راهبردیِ تداوم مقاومت را به سطحی غیرقابلتحمل افزایش دهد. در این چارچوب، تداوم محاصره، ضمن تضعیف اهرم راهبردیِ تنگه هرمز، بازدارندگی دریایی ایران را از بین برده و زمینه را برای گسترش محاصره به مرزهای زمینی فراهم کرده است. بر این اساس نوشتار تحلیلی حاضر پس از تبیین دادههای عینیِ این محاصره و اهداف چهارگانه آن، به کاوش لایههای علّیِ تهدیدات ناشی از تداوم محاصره و سپس ضرورت پاسخ نظامی متناسب خواهد پرداخت. |
| تعداد صفحات | 16 |
| تاریخ انتشار | شماره ۲۹ – ۱۷ شهریور ۱۴۰۵ |








