توضیحات
| نشریه ره نگاشت | |
| عنوان | جنگ فرسایشی انرژی؛ پیامدهای راهبردی حملات پهپادی اوکراین به زیرساختهای نفتی روسیه |
| مقدمه | جنگ اوکراین از سال ۲۰۲۲ تاکنون، نقاط عطف متعددی را تجربه کرده است: تهاجم اولیه روسیه، ضدحملات کییف در خارکیف و خرسون، و اکنون کارزار گسترده پهپادی اوکراین علیه زیرساختهای انرژی روسیه. این تحولات را میتوان در کنار حملات به پل کریمه و انفجار خطوط لوله نورد استریم، به عنوان نقطه عطفی در گذار از یک جنگ متعارف به یک جنگ فرسایشی هوشمندانه در حوزه انرژی به شمار آورد.
بر اساس گزارشهای معتبر بینالمللی، اوکراین در هفتههای اخیر حملات خود به زیرساختهای انرژی روسیه را به شکل معناداری تشدید کرده است. پهپادهای اوکراینی پالایشگاههای نفت، تأسیسات ذخیرهسازی سوخت و نفتکشهای روسی را با هدف محدود کردن عرضه فرآوردههای نفتی و اعمال فشار بر کرملین برای نشستن پای میز مذاکره، هدف قرار دادهاند. این حملات تاکنون به تعطیلی چند پالایشگاه بزرگ و در نتیجه بروز بحران کمبود بنزین در سراسر روسیه انجامیده است. روسیه که زمانی سومین صادرکننده بزرگ نفت جهان بود، اکنون ناچار به ممنوعیت صادرات فرآوردههای نفتی و حتی برنامهریزی برای واردات سوخت شده است. وضعیت پیش از این کارزار، با تسلط نسبی روسیه بر جبهههای جنگ و ثبات نسبی تأمین سوخت داخلی مشخص میشد. اما حملات پهپادی اوکراین به تأسیسات نفتی در عمق خاک روسیه که فاصله آنها تا مرز دو طرف به ۸۰۰ کیلومتر و حتی بیشتر میرسد، عملاً هرگونه تصور از امنیت عقبه راهبردی روسیه را زیر سؤال برده است. در ۲۲ تیر ۱۴۰۵ (۱۳ ژوئیه ۲۰۲۶)، پالایشگاه سیزران در استان سامارا، واقع در ۸۰۰ کیلومتری مرز اوکراین، برای سومین بار در سال جاری هدف حملات پهپادی قرار گرفت و آتشسوزی گستردهای در این تأسیسات حیاتی رخ داد. پرسش بنیادین این است: آیا کارزار فرسایشی اوکراین علیه زیرساختهای انرژی روسیه، میتواند موازنه قوا را در جنگ به نفع کییف تغییر دهد و کرملین را به بازنگری اساسی در راهبردهای خود وادارد؟ سه پرسش محوری این نوشتار عبارتند از: نخست، ابعاد و پیامدهای راهبردی حملات اوکراین به زیرساختهای نفتی روسیه چیست؟ دوم، بازیگران اصلی چه محاسباتی در قبال این تحولات دارند و واکنش آنها چه خواهد بود؟ سوم، محتملترین سناریوهای آینده کدامند و این کارزار چه تأثیری بر توازن قوا در جنگ خواهد داشت؟ این نوشتار از تلفیق دو نظریه راهبردی بهره میگیرد. نخست، «نظریه جنگ فرسایشی» که بر اساس آن، یک بازیگر با هدفگیری نقاط آسیبپذیر و حیاتی دشمن (مانند زیرساختهای انرژی و لجستیک) و ایجاد هزینههای فزاینده، توانایی راهبردی طرف مقابل را به تدریج تضعیف میکند. این نظریه نشان میدهد که فروپاشی یک قدرت معمولاً نه در میدان نبرد، بلکه در عقبه اقتصادی و لجستیکی آن رقم میخورد. دوم، «نظریه جنگ نامتقارن» که بر اساس آن، بازیگر ضعیفتر با استفاده از فناوریهای نوین (مانند پهپادهای دوربرد) و هدفگیری نقاط آسیبپذیر دشمن، میتواند موازنه قدرت را به نفع خود تغییر دهد. اوکراین با بهرهگیری از پهپادهای دوربرد ساخت داخل و حمایت اطلاعاتی غرب، بهخوبی از این نظریه بهره گرفته است. |
| فهرست مطالب | مقدمه بازخوانی روند و برداشتهای متضاد اهداف بازیگران؛ محاسبات و پیامدها لایههای بحران: امنیت، اقتصاد، نظم منطقهای محدودیتها و موانع ساختاری فراروی بازیگران سناریوهای پیش رو نگاه جمهوری اسلامی ایران دورنمای آینده نتیجهگیری |
| شماره | 78 |
| تعداد صفحات | 28 |
| تاریخ انتشار | 21 تیر 1405 |








