|
![]() |
سیاست تعرفهای آمریکا به رهبری دونالد ترامپ در دوم آوریل 2025 (13 فروردین 1404) اعلام شد. ترامپ در دوره جدید ریاستجمهوری خود، جنگ تجاری گستردهتری را در مقیاس جهانی آغاز کرده و برای هیچ کشوری، حتی رژیم صهیونیستی، استثنایی قائل نشده است. هدف اصلی ترامپ تضعیف بزرگترین قدرت صادراتی جهان، یعنی چین است. چین بزرگترین صادرکننده جهان و ایالات متحده بزرگترین واردکننده آن محسوب میشود. در حالی که ایالات متحده با کسری تجاری یک تریلیون دلاری مواجه است، چین از مازاد تجاری یک تریلیون دلار برخوردار است که 300 میلیارد دلار آن مربوط به تجارت با ایالات متحده است.
در سالهای اخیر، بخش تولید آمریکا کاهش یافته، در حالی که بخش تولید چین رونق داشته و به عنوان یک ماشین صادراتی کارا و پیشرو شناخته میشود. این دو اقتصاد، یعنی آمریکا و چین، بزرگترین اقتصادهای جهان هستند که تقریباً نیمی از تولید ناخالص داخلی جهانی را تشکیل میدهند. ایالات متحده حدود یک چهارم تولید ناخالص داخلی جهانی (26.3٪) را به خود اختصاص داده، در حالی که چین تقریباً 17٪ از این تولید را در اختیار دارد.
اکنون هر دو اقتصاد درگیر یک جنگ تعرفهای جدی و مؤثر شدهاند. در دوره اول ریاستجمهوری ترامپ، آمریکا تعرفهای 20 درصدی بر کالاهای چینی اعمال کرد و اکنون در دوره دوم ریاستجمهوری ترامپ، 34 درصد دیگر به این تعرفهها افزوده شده که مجموعاً به 54 درصد میرسد. منطق پشت طرح دولت آمریکا، ایجاد تجارت عادلانه از طریق اعمال تعرفههای متقابل است؛ به این معنا که ایالات متحده تعرفههایی برابر با تعرفههای وضعشده بر محصولات آمریکایی توسط هر یک از شرکای تجاری خود اعمال کند.
کسری تجاری آمریکا در کالاها در سال 2024 به رکورد جدید یک تریلیون دلار (1000 میلیارد دلار) رسید.
کسری تجاری، همراه با کسری بودجه و بدهی ملی رو به رشد، از موضوعات اصلی مورد تأکید ترامپ و حزب جمهوریخواه در طول مبارزات انتخاباتی بوده است. دولت ترامپ امیدوار است که با اعمال این تعرفهها بر کالاهای وارداتی، فرآیند جذب سرمایهگذاری و تولید در داخل آمریکا را افزایش داده و اقتصاد این کشور را تقویت کند.
بنابراین اولویت اول دولت ترامپ در این برهه، جذب سرمایهگذاری و تقویت تولید در داخل آمریکا است و نه سرمایهگذاری در خارج از کشور. در نتیجه، آنچه در مذاکرات هستهای برای دولت آمریکا اهمیت اصلی را دارد، مسأله هستهای ایران است که ارتباط مستقیم با امنیت اسرائیل دارد. حتی دستیابی ایران به بمب اتمی برای آمریکا تهدیدی وجودی محسوب نمیشود؛ زیرا آمریکا با ایران فاصله زیادی دارد و همچنین بزرگترین زرادخانه هستهای جهان را در اختیار دارد. اما دستیابی ایران به بمب اتم، تهدیدی وجودی برای اسرائیل به شمار میآید. از این رو، از منظر آمریکاییها آنچه باید در مذاکرات با ایران حل شود عبارت است از:
“توانایی ایران در دستیابی به سلاح هستهای و تهدیدات راهبردی و وجودی متوجه اسرائیل.”
















