نویسنده: دکتر طاهر محمود آزاد
منبع: نشریهٔ جنگهای کوچک
تاریخ انتشار: ۲۴ ژوئن ۲۰۲۶
مقدمه
جنگ اسرائیل با ایران بر آن کشور تحمیل نشده بود. این جنگ انتخابی، برنامهریزیشده و مورد لابیگری بود. نخستوزیر بنیامین نتانیاهو بخش بزرگی از سه دهه را صرف استدلال بر این نکته کرد که جمهوری اسلامی تهدیدی وجودی است که تنها با زور قابل حل است و در فوریهٔ ۲۰۲۶، دولت دوم ترامپ را متقاعد ساخت تا بر اساس آن استدلال اقدام کند. عملیات «خشم حماسی» در ۲۸ فوریه با نزدیک به ۹۰۰ حمله در دوازده ساعت، کشتن آیتالله خامنهای، رهبر عالی ایران، و هدفگیری نظاممند طبقهٔ نظامی و سیاسی ارشد ایران آغاز شد. فرضیه آشناست: اعمال قدرت قاطع، بدون هشدار و با پشتیبانی آمریکا، میتواند پیروزی راهبردی با پیامدهای نسلگونه به ارمغان آورد. جنگی که اسرائیل برگزید، به جنگی تبدیل شده است که نمیتواند آن را به پایان رساند، نمیتواند آن را رها کند، و نمیتواند آن را تحمل نماید. آنچه این جنگ در عوض پدید آورده، دامگاهی ساختاری است. رژیم ایران همچنان پابرجاست. برنامهٔ موشکی آن آسیب دیده اما از میان نرفته است. تنگهٔ هرمز عملاً بسته باقی مانده است. ذخیرهٔ رهگیرهای اسرائیل بهطور بحرانی کاهش یافته، وابستگی به بازتأمین از سوی آمریکا آشکار شده، و ائتلاف سیاسی داخلی زیر بار انتظاراتی که خود نتانیاهو ایجاد کرده، در حال شکافتن است. جنگی که اسرائیل برگزید، به جنگی تبدیل شده است که نمیتواند آن را به پایان رساند، نمیتواند آن را رها کند، و نمیتواند آن را تحمل نماید. این تحلیل بررسی میکند که چگونه هر یک از این سه راه خروج مسدود شدهاند و چرا حتی یک آتشبس نامحدود نیز اکنون به نفع تهران است، نه تلآویو.
معماری دامگاه
تهران برای اشغال بسیار دور است، برای فروپاشی بسیار پرجمعیت، برای ضربهٔ سرنخزدایی بسیار متنوع، و برای سرعت عملیاتی اسرائیل بسیار صبور است. این معضل پیش از آنکه عملیاتی باشد، دکترینال بود. از سال ۱۹۴۸، فرهنگ راهبردی اسرائیل حول این گزاره سازماندهی شده است که پیروزیهای نظامی قاطع، حلوسلهای سیاسی را بر اساس شرایط اسرائیل به ارمغان میآورند. هر جنگ پیشین با یک دولت عربی، این گزاره را تقویت کرد. حزبالله و حماس و تا حدی کمتر حوثیها، آن را پیچیده کردند، و ایران اکنون آن را شکسته است. تهران برای اشغال بسیار دور است، برای فروپاشی بسیار پرجمعیت، برای ضربهٔ سرنخزدایی بسیار متنوع، و برای سرعت عملیاتی اسرائیل بسیار صبور است. انتظار اینکه یک ضربهٔ افتتاحیه علیه طبقهٔ رهبری، قیام مردمی مهندسیشده توسط موساد را به دنبال داشته باشد، بهآرامی کنار گذاشته شده است، و مقامات اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل بهطور خصوصی اعتراف کردهاند که چنین شرایطی هرگز وجود نداشته است. همانگونه که یکی از مذاکرهکنندگان پیشین دولت ترامپ بیان کرده است، ایرانیان اکثریت جمعیت خود را به خیابانها نخواهند آورد تا زمانی که اعتراض همچنان خطر تیراندازی را به همراه داشته باشد. نتانیاهو دکترینی را به ارث برد و آن را تقویت کرد که نمیتواند بنبست را در خود جای دهد. بازدارندگی اسرائیل بر این ادراک استوار است که تشدید همیشه به نفع نیروهای دفاعی اسرائیل است و هر درگیری افتتاحیه بر اساس شرایط اسرائیل پایان خواهد یافت. جنگی که بدون آن پایانیابی به اتمام برسد، نه تنها به بازدارنده نمیافزاید، بلکه آن را بهطور فعال فرسایش میدهد. به همین دلیل است که طبقهٔ سیاسی اسرائیل اکنون بین دو پیامد غیرقابلپذیرش گرفتار شده است. توقف بدون تسلیم ایران، در داخل اسرائیل و در سراسر منطقه بهعنوان اولین جنگ بزرگی که اسرائیل در آن پیروز نشد، تفسیر خواهد شد. ادامه بدون ابزارهای تشدید قاطع، در معرض خطر تبدیل آن ادراک به واقعیت قرار دارد.
توهم پیروزی
از نظر تاکتیکی، این کارزار چشمگیر بوده است. مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی ارزیابی میکند که حملات موشکی ایران در هفتهٔ اول حملات تقریباً نود درصد کاهش یافته و بیش از ۲۵۰ شخصیت ارشد ایرانی، از جمله اکثر رهبری نظامی ارشد، کشته شدهاند. ارتش آمریکا ادعا دارد که به بیش از ۱۳ هزار هدف ایرانی حمله کرده است و ستاد مشترک ارتش تخمین میزند که حدود هشتاد درصد از تأسیسات موشکی ایران دیگر عملیاتی نیستند. نیروی دریایی ایران در خلیجفارس تا حد زیادی نابود شده و پدافند هوایی بهطور جامع سرکوب گردیده است. این دستاوردها واقعی هستند، اما پیروزی نیستند. هیچیک از اهداف سیاسی اعلامشده برای جنگ محقق نشده است. مرگ خامنهای به جای فروپاشی، جانشینی دودمانی را به دنبال داشت و پسر وی عهدهدار دفتر رهبری عالی شد. برنامهٔ هستهای عقب رانده شده، اما ایران بهطور رسمی پادمانهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی را غیرقابلاجرا اعلام کرده و ذخیرهٔ اورانیوم غنیشدهٔ خود را حفظ نموده است، که درِ رویکرد پوششی را به جای خلع سلاح باز گذاشته است. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بهعنوان یک نهاد همچنان دستنخورده باقی مانده است. حزبالله، بهجای خنثیشدن، جبههٔ دومی را از جنوب لبنان گشوده است، جایی که نیروهای دفاعی اسرائیل بار دیگر تلفاتی از جنگ پهپادی که پیشبینی نمیکردند، متحمل میشوند. چنگال تهران بر تنگهٔ هرمز، جایی که حجم کشتیرانی به حدود پنج درصد از سطح پیشازجنگ کاهش یافته است، اهرم اقتصادی آن را بر بازارهای جهانی انرژی فراهم میآورد که هیچ کارزار هوایی قادر به برانداختن آن نیست. ارزیابی مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی، عدمتقارن را با دقتی استثنایی به تصویر میکشد: ایالات متحده و اسرائیل از نظر نظامی سنتی عملکرد خوبی دارند، اما بسیاری از بالاترین هزینهها در خارج از صحنهٔ مناقشه قرار دارند و شامل هزینههای اقتصادی برای متحدان آمریکا و آسیب دیپلماتیک به خود واشنگتن میشوند. ایران نیازی به پیروزی در میدان نبرد ندارد. تنها نیاز آن، انکار یک پیروزی قابلتشخیص برای اسرائیل است. همانگونه که رابرت پاپ در نشریهٔ امور خارجه استدلال کرده است، این منطق تشدید افقی است: گسترش مناقشه فراتر از تبادل مستقیم نظامی به حوزههای سیاسی و اقتصادی، جایی که زمان به نفع طرفی است که درد را تحمل میکند، نه طرفی که آن را تحمیل میکند.
هزینهٔ توقف
آتشبس مشروط اعلامشده در ۸ آوریل، با میانجیگری پاکستان، یک راهحل نبود. این آتشبس، توقفی بود که ضعف ساختاری موضع اسرائیل را آشکار ساخت. رژیم ایران سالم است. اورانیوم آن باقی است. سپاه پاسداران، بهقول یائیر لاپید، رهبر اپوزیسیون اسرائیل، در موقعیتی قویتر از پیش از جنگ قرار دارد. رئیسپیشین ستاد کل نیروهای دفاعی اسرائیل، گادی آیزنکوت، بهطور عمومی این آتشبس را بهعنوان یکی از مجموعه توافقاتی که توسط واشنگتن بر اسرائیل تحمیل شده، نه مذاکرهشده توسط آن، توصیف کرده است. یائیر گولان، رهبر حزب چپگرای دموکراتها، این نتیجه را یکی از شدیدترین شکستهای راهبردی دانسته که اسرائیل تاکنون شناخته است. هر تمدید متوالی آتشبس، این ارزیابی را تأیید میکند که پایان جنگ از کنترل او خارج است. هر هفتهٔ اضافی توقف، به ایران امکان میدهد تا پراکنده شود، استحکام یابد و بازسازی کند. هر هفتهٔ اضافی، منطق عملیاتی ادامه را فرسایش میدهد. نظرسنجیها خسارت سیاسی را دنبال میکنند. بر اساس گزارشی از یک نظرسنجی مؤسسهٔ مطالعات امنیت ملی، شصت و یک درصد از اسرائیلیها آتشبس را رد میکنند و تنها سی درصد اکنون معتقدند که رژیم تهران بهطور قابلتوجهی آسیب دیده است. این رقم از شصت و نه درصدی که در آغاز جنگ چنین اعتقادی داشتند، کاهش یافته است. برای نتانیاهو، توقف در این نقطه به معنای پذیرش عمومی آن چیزی است که بهطور خصوصی درک شده است: اسرائیل جنگی را به راه انداخته که وضعیت نهایی اعلامشده برای آن – تغییر رژیم در تهران – همواره فراتر از دسترس آن بوده و مشارکت سطح پایین آن با ایالات متحده بیش از آنچه طبقهٔ سیاسی پذیرفته است، محدودکننده است. هر تمدید متوالی آتشبس، این ارزیابی را تأیید میکند که پایان جنگ از کنترل او خارج است. هر هفتهٔ اضافی توقف به ایران امکان میدهد تا پراکنده شود، استحکام یابد و بازسازی کند. هر هفتهٔ اضافی، منطق عملیاتی ادامه را فرسایش میدهد. آتشبسی با مدت نامحدود، ثبات نیست؛ بلکه تبدیل تدریجی تلفات تاکتیکی ایران به بازیابی راهبردی است.
بهای ادامه
اگر توقف غیرقابلپذیرش است، ادامه نیز ناپایدار است. قابلتوجهترین شواهد در دفترچهٔ پدافند هوایی دیده میشود. ارزیابی مارس ۲۰۲۶ مؤسسهٔ سلطنتی خدمات متحد، که برآوردهای پیشازجنگ مؤسسهٔ پین را مبنا قرار داده، محاسبه کرده است که تا ۲۴ مارس، اسرائیل ۱۲۲ عدد از ۱۵۰ رهگیر «پیکان ۲» و «پیکان ۳» خود و تقریباً نیمی از موشکهای سامانهٔ دفاع هوایی ارتفاع بالا (تاد) مستقر در صحنه را مصرف کرده است. در آستانهٔ آتشبس آوریل، مقامات دولت ترامپ به خبرنگاران اطلاع دادند که ذخیرهٔ رهگیرهای اسرائیل به دو رقم کاهش یافته است و فرماندهان آشکارا درگیر سهمیهبندی درگیریها و انتخاب موشکهای ورودی برای دفاع هستند. تخمین زده میشود که نیروهای ائتلاف در شانزده روز نخست مناقشه، حدود ۱۱۲۹۴ مهمات را با هزینهٔ ترکیبی حدود ۲۶ میلیارد دلار مصرف کردهاند. هیچ گزینهٔ اشغالی وجود ندارد و هیچ منحنی فرسایش معقولی وجود ندارد که در آن اسرائیل ایران را پیش از آنکه ایران ذخایر، صبر ذخیرهها یا صبر آمریکا را تحلیل برد، خسته کند. اقتصاد تنبیهی است: هر موشک «پیکان ۳» حدود سه تا چهار میلیون دلار هزینه دارد و ماهها تولید آن طول میکشد؛ هر موشک تاد حدود دوازده میلیون دلار هزینه دارد. ایران میتواند موشکهای کلاهکخوشهای را سریعتر از آنکه اسرائیل بتواند رهگیرهای خود را جایگزین کند، تولید نماید، و نرخ اصابت حملات ایران علیه اهداف اسرائیلی ظاهراً در هفتههای نخست جنگ از سه درصد به بیست و هفت درصد افزایش یافته است. این چهرهٔ مادی وابستگی است. اسرائیل نمیتواند این جنگ را بدون رهگیرهای آمریکایی، سوختگیری هوایی آمریکایی، داراییهای پدافند هوایی آمریکا در خلیجفارس که از پایگاههای آمریکا محافظت میکنند، و پوشش دیپلماتیک آمریکا در شورای امنیت سازمان ملل به پیش ببرد. اعلام آوریل مشارکت آمریکا و اسرائیل برای تسریع تولید «پیکان»، آنچه جنگ آشکار کرد را تأیید نمود: یک بازدارندهٔ مستقل اسرائیلی در برابر ایران وجود ندارد. فشار تنها مادی نیست. رئیسستاد کل نیروهای دفاعی اسرائیل به کمبود ساختاری نیروی انسانی به میزان حدود ۱۵ هزار سرباز اذعان کرده است. خستگی ذخیرهها، اختلافات مربوط به سربازی فوقارتدوکسها، و بحران سیاسی عمیق پیرامون رئیسستاد نتانیاهو، همگی نقاط فشار آشکاری هستند. مؤسسهٔ چتم هاوس ارزیابی کرده است که دکترین «ابر-اسپارتا»ی نتانیاهو – نهادینهسازی جنگ دائمی با شدت کم تا متوسط – با محدودیتهای بنیادین منابع انسانی و مادی اسرائیل در حال تصادم است. تلآویو در ۲ مه شاهد تظاهرات گستردهٔ مجدد بود. اپوزیسیون در حال پیشروی است اما بدون احزاب عرب نمیتواند دولت تشکیل دهد و نتانیاهو را در سمت خود و ناتوان از ارائهی نتیجه باقی میگذارد – بدترین ترکیب ممکن برای راهبرد کلان اسرائیل. عدمتقارنهای جمعیتی، عدمتقارنهای مادی را تشدید میکنند. جمعیت اسرائیل حدود ده میلیون نفر است؛ جمعیت ایران بیش از نود میلیون نفر است. هیچ گزینهٔ اشغالی وجود ندارد و هیچ منحنی فرسایش معقولی وجود ندارد که در آن اسرائیل ایران را پیش از آنکه ایران ذخایر، صبر ذخیرهها یا صبر آمریکا را تحلیل برد، خسته کند.
مغالطهٔ نابودی و عدمتقارن زمان
تنها پیامدی که میتوانست معضل را به نفع اسرائیل حل کند، یعنی نابودی کامل یا تقریباً کامل ظرفیت دولت ایران، در دسترس نیست. ایران، عراق در سال ۱۹۹۱ یا لیبی در سال ۲۰۱۱ نیست. این کشور یک دولت قارهای با عمق راهبردی، زیرساخت موشکی زیرزمینی سختشده، دیاسپورای قابلتوجه، و شرکایی در پکن و مسکو است که منافع آنها، همانگونه که آلترمن و واعظ در نشریهٔ امور خارجه استدلال کردهاند، در این است که واشنگتن هزینههای یک کارزار بیپایان را متحمل شود در حالی که آنها بهآرامی نفوذ خود را گسترش میدهند. چین روزانه حدود ۷۵۰ هزار بشکه نفت خام ایران وارد میکند و منفعتی ساختاری در تداوم دولت ایران دارد. روسیه از قیمتهای بالای انرژی و از انحراف مهمات آمریکا از اوکراین بهرهمند میشود. زمان، در این پیکربندی، سلاحی ایرانی است. هر رهگیر شلیکشده و جایگزیننشده، هر فراخوان ذخیرهٔ اضافی، و هر هفتهٔ اختلال در کشتیرانی در تنگهٔ هرمز که دولتهای حاشیهٔ خلیجفارس را به سمت مواضع پوششی سوق میدهد، افق عملیاتی اسرائیل را تنگتر میکند. آتشبسی با مدت نامحدود، رقابت را منجمد نمیکند. این آتشبس، آن منبعی را که ایران بیش از همه به آن نیاز دارد، یعنی زمان برای بازسازی، تأمین، پراکندهسازی و انتظار، در اختیار آن قرار میدهد.
نتیجهگیری
تهران نیازی به شکست اسرائیل ندارد؛ تنها نیاز آن، تابآوردن بیشتر از اسرائیل است. وضعیت اسفبار اسرائیل محصول یک اشتباه تاکتیکی واحد نیست. این نتیجهٔ قابلپیشبینی دکترین کنترل منطقهای آن است که بر دشمنی اعمال شده است. جنگی که اسرائیل برگزید، میدان نبردی را پدید آورده که در آن پیروزی بهصورت ساختاری در دسترس نیست، عقبنشینی از نظر سیاسی قابلپرداخت نیست، و ادامه از نظر مادی ناپایدار است. پیامد نابودی که میتوانست معضل را حل کند، روی میز نیست و پیامد مذاکرهشدهای که میتوانست خسارت را محدود کند، نیازمند پذیرش شرایطی از سوی اسرائیل است که دههها از بررسی آن خودداری کرده است. همانگونه که نگارنده پیشتر در نشریهٔ جنگهای کوچک استدلال کرده است، جنگ بدون یک وضعیت نهایی منسجم و بر اساس فرضیاتی بهشدت خوشبینانه دربارهٔ شکنندگی ایران آغاز شد. تهران نیازی به شکست اسرائیل ندارد؛ تنها نیاز آن، تابآوردن بیشتر از آن است. بر اساس مسیرهای کنونی، این محتملترین نتیجه است.
دربارهٔ نویسنده
دکتر طاهر محمود آزاد، بنیانگذار و مدیر اجرایی «گفتوگوی لندن» است، یک اندیشکدهٔ مستقل تحقیقاتی و سیاستی مستقر در لندن که بر دفاع، امور راهبردی و فناوریهای نوظهور متمرکز است. او متخصص سیاست هستهای، سلاحهای هایپرسونیک، فناوری موشکی، ثبات راهبردی و فناوریهای نظامی نوظهور است. دکتر آزاد مدرک دکترای خود را از دانشگاه دفاع ملی پاکستان دریافت کرده و بهتازگی پژوهش پایاننامهٔ دکترای خود را در دانشگاه ردینگ انگلستان به پایان رسانده است، جایی که با گروه علوم سیاسی و روابط بینالملل این دانشگاه همکاری دارد. دکتر آزاد دارای بورسیههای تحقیقاتی بینالمللی رقابتی در کالج کینگ لندن، آزمایشگاههای ملی ساندیا، مؤسسهٔ تحصیلات عالی ژنو، مؤسسهٔ تحقیقات صلح فرانکفورت، مؤسسهٔ سیاست امنیت و توسعه در استکهلم، و دانشگاه بریستول بوده است. او تحقیقات و تحلیلهای سیاستی را در نشریات معتبر دانشگاهی و سیاستی از جمله نشریهٔ جنگهای کوچک، تحلیل دفاع و امنیت، نشریهٔ امنیت راهبردی، تحلیل سیاست خارجی، و امور جهانی منتشر کرده است و نمایهٔ انتشاراتی فعالی در وبسایت نشریهٔ جنگهای کوچک دارد.










